تبليغاتX
سرویس گردشگری ایران
 

ای دوست ، وقتی در کوچه های ابیانه قدم می نهی شتاب مکن ، که دروازه ای به سمت ایران باستان به رویت گشوده شده است . روستایی کهنسال با چهره ای گلگون و سبک معماری اصیل به فرم مکعب در ترکیب احجام ، کوچه های تودر توی بی انتها ، خانه های چند طبقه با مصالح سنتی ، پنجره های مشبک چوبی نفیس ، درب های منبت کاری شده و ایوان های زیبا  ، مساجد ، زیارت ، آتشکده ، قلعه ها و معبد در دل کوه هینزا و مردمانی به اصالت تاریخ این سرزمین با گویش پهلوی و لباسهای محلی و ...

برگزاری سفر ویژه یک روزه به روستای تاریخی ابیــــانه

(محل: استان اصفهان-نزدیک کاشان)

به همراه برگزاری جشن با شکوه "مهـــرگان"

در ۱۰ مهـــر  ۱۳۸۸

توسط کانون گاتــا (کانون گردشگری آگاهان تاریخ ایران)

 

حرکت ساعت ۶:۰۰ صبح روز ۱۰/۰۷/۱۳۸۸ و بازگشت ساعت ۲۲:۰۰ روز ۱۰/۰۷/۱۳۸۸ از میدان ونک تهران
وسیله نقلیه: اتوبوس یا مینی بوس توریستی (بنا به تعداد ثبت نام)
پذیرایی: صبحانه، ناهار سرد، عصرانه
ارائه بروشور رایگان و جامع جشن مهرگان

هزینه سفر ۲۴۵۰۰ تومان
(مبلغ فوق را به شماره حساب 0309470914005  سپهر بانک صادرات بنام کیوان افشین جو  واریز نموده و تصویر فیش یا شماره آنرا به afshinjoo@gmail.com ارسال نمایید.)
تلفن:  ۸۸۷۰۰۵۲۳ -  ۸۸۷۰۰۵۱۴ - ۰۹۱۲۱۸۸۹۶۴۲

 

روستای ابیانه در دره ای معتدل و خشک در 40 کلیومتری شمال غرب نطنز، و 20 کیلومتری غرب جاده آسفالته نطنز و کاشان و 80 کیلومتری جنوب غرب کاشان قرار دارد. رودخانه برز رود از جنوب آبادی می گذرد. منطقه ای که دره ابیانه در مرکز آن قرار دارد حوضه آبریز را در بر می گیرد که بین′27،30 درجه الی ′37، 30 درجه عرض شمالی و ′30، 51 درجه تا ′37، 51 درجه طول شرقی واقع شده است.

از نظر تقسیمات کشوری، ابیانه دهی از دهستان برز رود، بخش حومه، شهرستان نطنز، استان اصفهان است، که در طول جغرافیایی ′36 ،33 درجه، با ارتفاع 2220 متر از سطح دریا قرار دارد. در 20 کیلومتری جاده آسفالته کاشان به نطنز، جاده ای فرعی به طرف غرب کشیده شده است، که این جاده فرعی در مسیر دره ابیانه به طرف غرب است. در این مسیر ابتدا باید از روستاهای هنجن، یارند، کمجان، برز و طره گذشت و در انتهای دره، در بی بست به روستای ابیانه رسید.

 اقلیم دره ابیانه، ترکیبی از آب و هوای مدیترانه ای است. در این منطقه اساساً بارندگی در فصل زمستان انجام می گیرد و اغلب به صورت ریزش برف است. بر روی دامنه کوه های مرتفع، برف تا فصل بهار نیز دوام می آورد ولی در تابستان هیچ بارشی صورت نمی گیردک منطقه ای که روستای ابیانه در مرکز آن قرار دارد حوضه آبریز برز رود را در بر می گیرد و شرایط آب و هوایی آن خشک و نیمه خشک است.

 ابیانه به موازات خط الرأس کوه قلعه در شیب نسبتاً تندی قرار گرفته است، جعت خط الرأس ها ، با جهت دره موازی است و در نهایت بر مسیر کاشان و نطنز عمود می شود. در روبروی همین کوه در دامه کوه دو میلون، قلعه " پله هامانه " قرار دارد و بین این دو، سطحی نسبتاً هموار شامل منطقه " پبا " ، رودخانه خشک، باغزارها ومحله مسکونی " یوسمان" قرار گرفته است.

در حد واسط قله های مرتفع و کوه های سر به فلک کشیده، دره ابیانه قرار دارد که در این دره روستاهای ابیانه، طره، برز، کمجان و هنجن جای گرفته اند.

 روستای ابیانه در دامنه شاخه هایی از کوه کرکس، از رشته کوه های مرکزی ایران قرار گرفته است. از نظر شکل و ساختمان، دره ابیانه منطقه ای چین خورده با رشته کوه های متعدد است، که عموماً از جنوب غرب به شمال غرب کشیده شده. ابیانه روستایی کوهستانی و ییلاقی است که چهار جهت آن را کو ه ها فرا گرفته اند.

+ نوشته شده در  88/06/29ساعت 22:44  توسط کیوان افشین جو  | 

برگزاری سفر ویژه یک روزه به آتشکده آذرگشنسب
(محل: بین زنجان و تکاب)
جهت بازدید از مراسم گاهنبار"پیته شهم گاه" و زندان سلیمان
در 27 شهریور ۱۳۸۸
توسط گروه گردشگری تارنامه اشوزرتشت

این مراسم با حضور موبدان بزرگ زرتشتی در این مکان برگزار میشود

تخت سلیمان

حرکت ساعت ۲۴:۰۰ روز ۲۶/۰۶/۱۳۸۸ و بازگشت ساعت ۲۴:۰۰ روز ۲۷/۰۶/۱۳۸۸ از میدان ونک تهران
وسیله نقلیه: اتوبوس یا مینی بوس توریستی (بنا به تعداد ثبت نام)
پذیرایی: صبحانه، ناهار سرد، عصرانه
خدمات: بیمه نامه، ورودیه ها

هزینه سفر ۲۰ هزار تومان
(مبلغ فوق را به شماره حساب 0309470914005  سپهر بانک صادرات بنام کیوان افشین جو  واریز نموده و تصویر فیش یا شماره آنرا به afshinjoo@gmail.com ارسال نمایید.)
تلفن:۰۹۱۲۱۸۸۹۶۴۲

توضیح پیرامون تخت سلیمان (آذرگشنسب)
تخت سلیمان یا شهر گنجک (شیز) در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب در یک دره ی سرسبز در بلندی 3000 متری, سرشار از جاذبه های کم نظیر طبیعی- تاریخی واقع شده است که قله 3200 متری بلقیس در آنجا قرار دارد. ویرانی های بجا مانده از آتشکده آذرگُشنَسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران) بر پیرامون دریاچه ای همیشه جوشان و بر روی صخره ای سنگی ناشی از رسوبات آهکی دریاچه, در میان برج و باروی سنگی, آثار معماری خاص مانند چهار طاقی آتشکده و سازه های آیینی وابسته بدان, نیایشگاه آناهیتا, کاخهای دوران ساسانی و ساختمان هایی مربوط به سلاطین ایلخانی قرار دارد.

توضیح پیرامون جشن گاهان بار
در آیین زرتشت اعتقاد بر این است که «اهورامزدا» جهان مادی را در شش مرتبه آفرید و آن را «شش گاهان بار» می گویند و با زمزمه سرودی آن را جشن می گیرند و خدا را ستایش می کنند مراسم هر «گاهان بار» به مدت پنج روز ادامه می یابد. گاهان بارها را جشن های فصلی نیز می نامند، زیرا به طبیعت و کشاورزی مربوط است و نشان دهنده شش مرحله آفرینش آسمان، آب، زمین، گیاهان، جانواران و انسان است.

جشن های گاهان بار جزء جشن های مذهبی زرتشتیان محسوب می شود، در بامداد روز اول هر گاهان بار، در آدریان یا آتش ورهرام هر شهر، موبدان و مردم گرد هم می آیند و سرودهای اوستا را می خوانند پس از آن «لرک»- مخلوطی از هفت میوه خشک- پخش می کنند، «لرک» را روی چادری پهن و آن را با دانه انار و چند شاخه درخت مورد تزئین می کنند.

گاهان بار ها عبارتند از:

- گاهان بار یو زرم (از دهم تا چهاردهم اردیبهشت ماه آفرینش آسمان)
- گاهان بار میدیو شهم گاه (Maedio Shahem) ( از هشتم تا دوازدهم تیر ماه،آفرینش آب)
- گاهان بار پیته شهم گاه (Paete Shahem) (از بیست و یکم تا بیست و پنجم شهریور ماه، آفرینش زمین)
- گاهان بار ایالرم گاه(Yalhrwrm) (از بیستم تا بیست و پنجم مهر ماه، آفرینش گیاهان)
- گاهان بار میدیاریم گاه (Maeiarem) ( از دهم تا چهاردهم دی ماه، آفرینش جانوران)
- گاهان بار همس پت میدیم گاه (Hamas Path Meadem) (از بیستم تا بیستم چهارم اسفند ماه، آفرینش انسان)

+ نوشته شده در  88/06/21ساعت 10:47  توسط کیوان افشین جو  | 

تخت سلیمان یا شهر گنجک (شیز) در 45 کیلومتری شمال شرقی شهرستان تکاب در یک دره ی سرسبز در بلندی 3000 متری, سرشار از جاذبه های کم نظیر طبیعی- تاریخی واقع شده است که قله 3200 متری بلقیس در آنجا قرار دارد. ویرانی های بجا مانده از آتشکده آذرگُشنَسب (آتشکده پادشاهان و جنگاوران) بر پیرامون دریاچه ای همیشه جوشان و بر روی صخره ای سنگی ناشی از رسوبات آهکی دریاچه, در میان برج و باروی سنگی, آثار معماری خاص مانند چهار طاقی آتشکده و سازه های آیینی وابسته بدان, نیایشگاه آناهیتا, کاخهای دوران ساسانی و ساختمان هایی مربوط به سلاطین ایلخانی قرار دارد.


تخت سلیمان


این ناحیه همان شهر مشهوری است که بنا به نوشته های کهن, زادگاه زرتشت است و در نوشته های پهلوی به نام «گنجک» خوانده شده؛ گیتا نویسان عرب آن را «شیز» گفته اند, گذشته نگاران رومی و یونانی «گزکا» نوشته اند و حمدالله مستوفی آن را به زبان مغولان «ستوریق» گفته است که امروزه تمام این آثار را تخت سلیمان می نامند.آب دریاچه ی سحرآمیز و زیبای تخت سلیمان در تمام فصول سال یکسان است و انسان نمی تواند به عمق آن دست پیدا کند و در هر ثانیه 100 لیتر آب از آن خارج می شود.درازای آن 120 متر وپهنای آن 80 متر می باشد. در باره این دریاچه گفته می شود که قرار است دختری پانزده ساله در آن شنا كند و از نطفه زرتشت كه سالهاست در آن دریاچه نگهداری می‌شود، باردار شود تا منجی بشر دین زرتشت(سوشیانت) پا به پهنه گیتی بگذارد و جهان را رهایی بخشد.

آتشکده آذرگشنسب, جایگاه آشتی آب و آتش, یکی از سه آتشکده مهم زرتشتیان است, چنانکه نام این آتشکده 61 بار در شاهنامه آمده است. آن را آتش سلحشوران یا آتش شهریاری خوانده اند و نیز گفته می شود که این آتشکده به همه آتشگاه های گبران از خاور تا باختر آتش میرسانده است. در ایران باستان سه آتشکده مقدس اساطیری و باستانی وجود داشت که به ترتیب عبارتند از:

1- آتشکده آذرگشنسب که آتشکده پادشاهان و جنگاوران بوده است.

2- آتشکده آذرفرنبغ که آتشکده موبدان بوده است.

3- آتشکده آذربرزین مهر که آتشکده کشاورزان بود.


       آتشکده آذرگشنسب
                                  جایگاه آتش جاویدان آتشکده آذرگشنسب

ساخت این سازه به بیش از 3000 سال پیش باز میگردد و در دوره های هخامنشیان, اشکانیان و ساسانیان دارای ارزش و شکوه ویژه ای بوده است. در دوران پادشاهی ساسانیان و در زمان خسرو اول انوشیروان (578-531م)نسبت به آبادانی آن کوشش ویژه ای به عمل آمد, در این جایگاه مراسم نیایش های آیینی, برگزاری جشنها و امور تشریفات پادشاهی انجام می گرفت. این آتشکده, در زمان خود بسیار مورد توجه بوده است و آتش جاویدان آن به مدت 7 قرن به عنوان نماد اقتدار آئین زرتشت و عامل وحدت سیاسی و اجتماعی حکومت ساسانی نقش به سزا داشته است و از آن به عنوان ثروتمند ترین نیایشگاه زمان خود یاد شده است.

در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن, کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است که فر ایزدی به او رسیده بود. واژه آذر گشنسب, به معنای آتش اسب نر است.درافسانه ها آمده که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ درنیمروز، با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش "اسب نر" (گشسب یا گشنسب) نامیده شد.

بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی با پای پیاده به نیایشگاه آذرگشنسب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند.

این مجموعه بزرگ اجتماعی مذهبی در تاخت و تازهای ایران و روم در زمان خسروپرویز سه بار محاصره می شود و در یورش سوم در سال 624م توسط سپاهیان روم غارت و ویران گردید. بعد از این رویداد, به علت آشفتگی های سیاسی اواخر دوران ساسانی و تاخت وتاز اعراب,آبادانی خود را از دست داد. هنگامی که اعراب به ایران تاختند, مردم تیزهوش شهر شیز, این مجموعه را به حضرت سلیمان نسبت دادند تا از ویرانی بیشتر این جایگاه مقدس توسط اعراب جلوگیری کنند و نام تخت سلیمان را بر آن نهادند.

در سال 674 ه ق در زمان فرمانروایی آباآقاخان مغو جانشین او قازان خان, با توجه به ویژگی های تاریخی- طبیعی, به خصوص وجود چراگاه های مرغوب و گونه های جانوری, این مکان باستانی به عنوان پایتخت تابستانی سلاطین مغول انتخاب و با انجام بازسازی گسترده در آثار دوران ساسانی و ساختن بناهای جدید, بار دیگر تخت سلیمان مورد استفاده حکومتی پیدا می نماید و تبدیل به پایتخت تابستانی و شکارگاه و تفرجگاه ایلخانان می گردد. جالب است که بدانیم, تنها در تخت سلیمان است که بقایای کاخ های دوره ایلخانی دیده می شود.

پس از فروپاشی فرمانروایی ایلخانان این جایگاه تبدیل به مرکز خدمات کوچک برای روستاییان و عشایر محل می شود تا اینکه از قرن 11 ه ق این مکان متروکه می شود و گذر زمان بر روی چهره خسته ی این مکان سحر انگیز خروارها خاک مینشاند.

جاذبه های طبیعی این دره سرسبز در نوع خود در دنیا بی نظیر هستند. در 3 کیلومتری غرب تخت سلیمان, کوه مخروطی میان تهی وجود دارد که هزاران سال پیش, بر اثر وقوع آتش فشان به وجود آمده است. اهالی محل این کوه زیبا را زندان سلیمان یا زندان دیو می شناسند و معتقدند که حضرت سلیمان دیوهایی را از فرمانش سرپیچی می کردند در این کوه زندانی می کرده است. این نام نیز به افسانه و با توجه به نسبت دادن محل به حضرت سلیمان بر این کوه گذارده شده است.


           کوه زندان سلیمان
                                            منظره عمومی کوه زندان دیو

ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود 97 تا 107 متر می باشد و بر فراز آن گودی عمیقی در حدو 80 متر دیده می شود که قطر دهانه آن به طور تقریب 65 متر است. شایان ذکر است که این کوه نیز در زمان مانایی ها(830 تا 660 ق.م) به عنوان نیایشگاه بوده است. در اطراف کوه زندان دیو چشمه های آب گرم گوگردی متعددی دیده می شود که دارای خاصیت درمانی متعددی می باشد.

در فاصله 20 کیلومتری تخت سلیمان یک دریاچه ی سحرآمیز دیگر قرار گرفته است که یک جزیره بر روی آن شناور است. قطر دریاچه 80 متر و قطر جزیره شناور بروری آن 60 متر است که وزش باد, هر روز دو بار این جزیره را از این سو به آن سو جابجا می کند. نام این جزیره ی شناور «چملی» می باشد.


           جزیره شناور چملی
                                                    جزیره شناور چملی

مجموعه تخت سلیمان در سال 1382 به عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در یونسکو ثبت شد و پس از ثبت پرسپولیس,نیایشگاه چغازنبیل و میدان نقش جهان اصفهان در سال 1358؛ خاموشی 24 ساله ایران را شکست.

+ نوشته شده در  88/06/16ساعت 17:31  توسط کیوان افشین جو  | 
در شمال شرقي آبادي گازرخان و بر بلنداي كوهي از سنگ يك‌پارچه به ارتفاع 2100 متر از سطح دريا كه به پرتگاه‌هاي مخوفي منتهي مي‌شود، قلعه پرشكوه الموت قرار دارد.
دره زیبایی که اطراف اين قلعه را فراگرفته 48 کیلومتر و پهنایش 8/4 کیلومتر است.
وجه تسميه قلعه اين بوده كه يكي از امراي طبرستان عقابش را پرواز مي‌دهد و عقاب در اين نقطه مي‌نشيند و او دستور مي‌دهد كه در اين منطقه قلعه‌اي بسازند. به زبان مازني آله آموت يعني جايي كه عقاب نشان داد.
تنها راه ورود به قلعه در انتهاي ضلع شمال شرقي چند متر پايين‌تر از برج شرقي دژ واقع شده كه كوه هودكان با فاصله‌اي نسبتا زياد بر آن مشرف است.
در اين محل تونلي در تخته سنگ حفر شده كه 6 متر طول، 2 متر عرض و 2 متر ارتفاع دارد.
پس از عبور از اين گذرگاه، آثار باقي‌ مانده برج جنوبي قلعه و ديواره جنوب غربي آن كه روي شيب تند تخته سنگ ساخته شده ديده مي‌شود.
در دامنه جنوبي كوه قلعه، خندقي به طول تقريبي 50 متر و عرض 2 متر كنده و آن را از آبي كه داخل قلعه مي‌آمده پر مي‌كرده‌اند تا هيچ راه نفوذي از آن جبهه متصور نباشد.
روي دامنه‌هاي تند ديگر صخره هر جا كه بيم بالا رفتن مهاجمان مي‌رفته، خندق‌هايي كنده و ديوار بالايي آنها را مورب ساخته‌اند تا امكان عبور مهاجمان گرفته شود.
هم‌چنين در هر نقطه‌اي كه شياري وجود داشته با ساختن ديواره‌هاي سنگي يا آجري راه ورود را مسدود ساخته‌اند. با عبور از پاي ديوار شرقي قلعه كه حدود 10 متر و به ارتفاع 5 متر است به بخش اصلي دژ مي‌رسيم كه تختگاه حسن صباح خداوند الموت در طول اقامت سي و پنج ساله وي در آنجا بوده است و در بالاي آن بقاياي چند اتاق كه سقفشان فرو ريخته به چشم مي‌خورد.
زمانی که حسن صباح به انجا رسید، یک علوی به نام مهدی از جانب سلطان سلجوقی بر آن حکمرانی داشت. حسن صباح روز چهارشنبه سپتامبر0 109 میلادی برابر با رجب سال 483 هجری قمری قلعه را فتح کرد و به مدت سی و پنج سال هرگز از آن به زیر نیامد و حتی از خانه اش بیرون نیامد، مگر دو بار که به پشت بام آن جا رفت و از همین جا بود که تمام دستورات خود را به اسماعیلیان سراسر ایران می داد و باعث شده بود که سلاطین و حکام منطقه در وحشتی عمیق فرو روند.
اینجا جایی است که در ماه 1124 (ربیع الاخر 518) حسن صباح پس از مدتی بستری شدن به علت بیماری فوت کرد و بدین طریق زندگی شگرف و بزرگ او پایان یافت.
اين قلعه پس از تسليم ركن‌الدين خورشاه به دستور هلاكو به آتش كشيده شد و ويران شد و از آن پس به عنوان تبعيدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت.
يكي از شگفتي‌هاي قلعه حسن الموت، سيستم پيچيده آبرساني با تنبوشه‌هايي به قطر 10 سانتي‌متر است كه از چشمه كلدر آب را به دژ رسانده و در حوض‌هاي سنگي ذخيره مي‌كرده‌اند. در جنوب غربي اين قسمت از قلعه در ميان شيب بسيار تندي كه بر پرتگاه‌هاي عميق مي‌رسد، حوض را در دل سنگي به ابعاد تقريبي 5×8 متر كنده‌اند كه هيچ گاه از آب خالي نشده است.


نگاهی به نهضت خداوند الموت

نهضت حسن صباح فقط یک نهضت مذهبی نبوده و آن مرد ، می خواسته ایران را از تحت سلطه خلفای عباسی یا کسانی که از سلاطین و امرای محلی ایران بودند اما از خلفای عباسی فرمانبرداری میکردند برهاند ،امروز ما در جایی قدم میگذاریم که روزگاری حسن صباح و یارانش در آن زندگی ، کشت و کار و بیماران را درمان و برای آزادی مردم مبارزه میکردند و هر گوشه و کنار قلعه گویای خاطراتی از آن دوران است .
 از زمان حسن صباح بیش از هشتصد سال میگذرد و عوامل جوی و ارضی وضع طبیعی منطقه الموت و مناطق دیگر را که در مجاورت آن قرار گرفته تغییر داده .
ما امروز میتوانیم خط سیر قشونی را که از ری بسوی الموت رفت تا این که حسن صباح و یارانش را از بین ببرند تعیین کنیم . پس از 8 قرن دست روزگار هنوز نتوانسته ارگ یا قلعه مستحکم الموت را که مشرف بر شهر بود بکلی ویران نماید و آثار باقیمانده نشان میدهد که آن  قلعه از قلاع معتبر شرق بشمار میرفته است.
 روزگاری خواجه نظام الملک با قشون سلجوقی بفرماندهی ارسلان از ری حرکت کرد ، ارسلان شاهزاده سلجوقی مردی بود سی ساله و بسیار متکبر و بی رحم ، به همین دلیل خواجه نظام الملک او را برای فرماندهی سپاه سی هزار نفری جهت حمله به قلعه انتخاب کرد که پنج هزار نفر سواره و بقیه پیاده بودند حسن صباح پیش بینی میکرد روزی مجبور به جنگ با قشون سلجوقی خواهد شد ، به همین دلیل جنگجویان او در آماده باش بودند در این جنگ فرمانده ارسلان کشته و تعداد زیادی اسیر کشته و زخمی شدند سپاهیان سلجوقی عقب نشینی و وزیر بزرگ ملکشاه سلجوقی متوجه شدند که آنها نیرومندتر از آن هستند که وی تصور میکرد .
الموت در دنیای قدیم یکی از مراکز بزرگ داروسازی بود و مواد خام داروها را تا آنجا که ممکن بود از محل بدست می آوردند داروهای گرانبها که در ابریقهای زجاجی و سفالی بود و به شهرهای ایران حمل میشد از جمله داروهای شیمیایی و الکل .
و بعضی دیگر مثل جوهربید که انواع آن را امروز به اسم سالیسیلات می خوانند از گیاهان استخراج مینمودند و امروز داروی مسکن و ضد عفونی معروف به آسپرین را از جوهر بید میسازند و می دانیم نام شیمیایی آسپرین (اسید سالیسیلیک) است ، ضمن اینکه یاران حسن صباح در الموت بیمارستانی داشته و مردم را مجانا تحت مداوا قرار میدادند .
حسن صباح و پیروان او که در الموت زندگی میکردند همه دارای بنیه ای قوی و مزاجی سالم بودند و شایعه حشیش کشیدن آنها ناشی از این شده که مورخین نادان حشاشین را که در زبان فارسی آن دوره به معنای داروسازان و داروفروشان بود تدخین کنندگان حشیش تصور میکردند و عموما این برچسب ها مانند ملحدین و دین برگشتگان و منحرفین و غیره دروغ پردازیهای حکومت وقت بود که توسط خواجه نظام الملک وزیر وقت علیه حسن صباح و یارانش در آن دوران شایع پراکنی میشد .
حسن صباح در جواب کتابی که علیه او نوشته بودند که سراسر آن کتاب دروغ پردازی و تهمت و ناسزا و عوام فریبی علیه حسن صباح بود که نسخه هایی از آن را برای تمام شهرهای ایران نیز فرستاده بودند مسافری از بغداد برایش آورده بود در جواب حسن صباح فرمود نویسنده این کتاب خلیفه بغداد است و از او نباید انتظار داشت که به هدف نهایی ما پی ببرد زیرا حب دنیا و شهوترانی طوری او را مجذوب کرده که غیر از تسکین حرص و شهوت خود کار و آرزویی ندارد لیکن ما از دیگران که دارای شعور هستند و خود را از افاضل میدانند گله داریم که چرا نمیخواهند بفهمند ما چه میگوئیم.

حسن صباح میخواست از اقوام متعدد ایرانی که همه تحت سلطه عرب میزیستند یا از لحاظ فکری تحت نفوذ عرب بودند یک ملت واحد بوجود بیاورد که دارای اصالت ایرانی باشد وی نمونه کامل یک آریایی نژاد سیاه چشم محسوب میشد او برای حصول به این منظور متوسل به مذهب شد چون میاندیشید که نمیتواند از راه دیگر به مقصود برسد .
+ نوشته شده در  88/06/09ساعت 16:29  توسط کیوان افشین جو  |